انتظار تلخ

شماره ات که بر گوشی ام می افتد ضربان قلبم بالا میرود آنقدر بالا که در حنجره ام می نشیند ... 

روزگار دوریست که بی تو می گذارنم ... 

نمیدانم در انتظار پاسخی یا نه ... 

نمیدانم انتظار تلخی است یا شیرین ... 

تنها این را میدانم که دستانم یارای پذیرفتن تماست را ندارد .

همینطور  reject کردنش را ... 

به ارقام شماره زل میزنم ... 

قطع میشود !

لحظه ای بعد دوباره تمام این ثانیه های پربغض تکرار میشود ... 

+ بفرمایید 

- آخخخخخخ نازنینم خودتی ؟ 

+ اشتباه گرفتی 

در حال حرف زدن است که قطع میکنم ولی خیسم ! خیس خیس ... 

راستی چرا گفتم اشتباه گرفته ؟ دل که اشتباه نمیکند ... 

اشکهایم را به کناری میزنم تا بهتر ببینم ! 

reject میکنم ! 

باز هم ... 

با صدای بلند زار میزنم ... 

و باز هم ... 

به گوشه ای دنج پناه میبرم !

صدای گوشی را که می شنوم مثل آدم تشنه ای که بدنبال آب باشد می دوم . 

اینبار ...

+ ... ( سکوت من )

- خواب بدی دیدم . بگو خوبم تا آروم شم ... 

+ خوبم 

- مواظب خودت باش !

اینبار تویی که قطع میکنی ... 

یک عمر گفتی مواظب خودت باش . یک عمر من همچون برده ی زرخرید اطاعت کردم .

ولی حالا ... مواظب باشم برای کی ؟ برای چی ؟ 

آخ ! کاش میدانستی با این یادآوری ها چه کردی با قلبم . امروز ! دیروز ! دیروزها ... 

کاش میدانستی چقدر انتظار به من بخشیدی با این نگرانی های گاه و بیگاهت ... 

راستی ! نگفتی چه خوابی دیدی ... 

/ 3 نظر / 15 بازدید
فرزانه

کافیه بشکنی! غرورت رو به خدا از دردی که میکشی سختتر نیست! برگرد

فرزانه

وارد وبلاگت که شدم و این ژستو خوندم فکر کردم با عشقت قهر کردی اما وقتی معرفیت و پستای دیگتو خوندم تازه فهمیدم جریان چیه.... من ازدواج نکردم اما یکی تو زندگیمه که بی نهایت عاشقشم اونقد که حتی فکر کردن به یکی جز اون حس خیانتو بهم میده! وقتی برام خواستگار میخواد بیاد آسمونو زمینو بهم میرسونم که نیاد و کسی دردمو نمیدونه واسه همین یه جورایی درکت میکنم اما گناه اون مردی که کنارته چیه که وارد بازی تو شده؟ لینکت میکنم

Elahe

در شطرنج زندگی من سربازی جان بر کفم تو شاه، مثل همیشه ماه من می جنگم، زخم می خورم من از گود " کیـــــــــــــش " می شوم تو "مــــــــــــــات" لبخندِ وزیر می شوی کاش می دانستم سرباز، باید عاشق اسب ها باشد مات شدن، کاری شاهانه است. سلام خوشحال می شوم با تبادل لینک موافق باشی