تمام ٍ معشوقه ات به حراج می رود ...

هوس های گاه و بیگاهت همچون خنجری تیز

بر رویاهای عریانی ام خدشه میزنند 

من ! تنها ...

در گوشه ای به التیام این زخمهای کهنه و تازه می نشینم 

با نگاهی پر نفرت به تو

به تو که زخمه زنه تمام وجود عریانی ام شده ای 

درد دارد ...

این زخم ها ...

این بغض های خاموش ...

این نفسهای بشماره افتاده ... 

این سکوت های همیشگی و خفقان دائمی ... 

می ترسم ... 

می ترسم روزی در زمان مرگ این واقعه نایی برای مُردن نیز نداشته باشم ... 

کجایی؟! کجایی تا ببینی تمام  ِ معشوقه ات به حراج میرود ؟!

/ 1 نظر / 18 بازدید
یه همدرد ا جنس مخالف

سلام من مردم مردی که دد دل تو را دارد اما به معنای دیگر تو از درد می نالی منم از درد!! تو از درد این می نالی که تنت در اختیار کسی هوس باز است و تو به او اصلا نگاهی نمیکنی و فقط درد به ارمغان می اوری برای خودت و من از دردی می نالم که چند سال است خواب را ازم گرفته من یه مرد به شدت گرمی هستم معنیش را که میدانی؟ چند سال پیش به یه دختری که عاشقم بود و عاشقش بودم اشنا شدم و تا جایی پیش رفتم که شب خواستگاری خواهر کثافتم رید به هر چی ساخته بودم و تمام شد........... حالا من ماندم یه دنیا خاطره و یک تن گرم اما از این گرما فقط درد تنها بودن را شبها به اغوش میکشم عهد بستم که نامردم که نامردم که نامردم که نامردم چشمم برای کسی حتی یک لحظه خیره شود