محتاج ...

با این اتفاق اخیری که برای من افتاده بخواهم و نخواهم برای انجام خیلی از کارهای شخصیم به او محتاج شدم . با اینکه حس میکنم او با عشق کارهای من را انجام میده ولی باز احساسم میگه منتی در رفتارش وجود داره و این حس خیلی زیاد اذیتم میکنه . شایدم چون خودش بانی این ماجرا بوده انقدر مصمم شده در انجام کارها کمک حالم باشه . 

قادر نیستم زیاد بنویسم ! حتی برای ورود به وبلاگم دچار مشکلات زیادی شدم که وارد کردن رمز یکی از آنهاست . تایپ هم که خودش ماجرایی دارد .

ولی با تمام این افکار و حسهای نامطلوب واقعا ازش ممنونم که تا این حد همراهم بوده لبخند

/ 6 نظر / 8 بازدید
محمد - Mohammad

سلام خوبی دوست من؟ من آپیدم خواستم خبرت کنم تا نگاهی به کلبه منم بندازی امروز جمعه هست و روز اول ماه صفر صدقه یادت نره که ماه صفر خطرات زیادی انسان را تهدید میکند شاداب باشی که شادابی از آن توست[گل]

رويا

حتما ميدونين كtownwoman. ينى زن فاحشه ؟

رويا

نه منظورم اينه كه معنى ديگه اى هم ميده ب معنى زن يا دختر شهرى گفتم شايد منظورت اون بوده !بيشتر از كلمه prostitute براى فاحشه من ديدم كه استفاده ميشه