بهانه ای بنام جام جهانی

این شبها به بهانه ی جام جهانی خیلی زودتر به خانه می رسی ! جایگاه تو آنجا روی کاناپه ی سه نفره کنترل به دست ... و من در اتاق ! از لای در نیمه باز هر از گاهی نگاه می اندازم ... همان گاه گاهی که تو به هیجان در می آیی .

گاهی کتاب میخوانم . گاهی به همراه دوستان در وایبر و لاین ... اسکایپ هم خدا خیرش دهد. فاصله ی اقوام را بی نهایت کم کرده آنقدر که گاهی به نظر همینجا کنارم نشسته اند دستم روی شانه هایشان هست و با هم آی می خندیم ! تو هم کاری به کارم نداری .

ریتا حالش خوب است . همچنان مرا جون جون صدا میکند ولی چندین واژه ( کمتر از تعداد انگشتان دست ) جدید هم یاد گرفته . تا پنج را هم یکسره می شمارد . بی توقف . آنقدر سریع که همه ی آنها را با هم یک واژه می دانم .

این مدت که نبودم در تنهایی خودم برای دلم نوشتم . البته در word . نمی دانم شاید یک روز آن نوشته ها را نیز با کمی ویرایش به اینجا انتقال دهم . ولی حالا چرا این موضوع را بیان کردم ؟! به شدت در حال تایپ کردن بودم و بعد از دقایقی دست از تایپ کردن کشیدم . ناگهان شنیدم که کسی در پذیرایی بر روی دکمه های کیبورد می کوبد . انگار یکی هم آنجا مشغول تایپ باشد .

اول ترسیدم ولی بعد که یاد تقلیدهای ریتا افتادم مصمم شدم تا بروم ببینم چه خبر است .وقتی نگاهش کردم او هم دست از تایپ کشید . انقدر دلم میخواست می رفتم و نوکش را می بوسیدم ولی به گمانم هیچ زمانی به این آرزویم دست نیابم لبخند به کسی نگویید ولی من از منقار و چنگالش عجیب می ترسم .

از دوستانی که این ایام بیادم بودند و جویای احوال سپاسگزارم .

/ 5 نظر / 8 بازدید
عمه

[تعجب][ناراحت][ناراحت][سوال][گل]

مهسا

[گل]

شاهزاده احسان میرزا

درود...جلوس کردیم در بارگاهتان ببینیم چه خبر است؟...حال غم دارد اینجا بانو.... این ریتا را یک گاز بزنید از جانب ما....

مهدی

عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که ما اشتباه کرده ایم و حق با آن ديگري است، گاهي عذر خواهی بدان معناست كه آن رابطه بيش ازغرورمان برايمان ارزش دارد.

masra

عشق هیچوقت از یاد آدم نمیره....با خوندن مطالبت یاد عشق خودم میفتم که دیگه هیچ امکانی نیست پیشم برگرده اما من هنوز عاشقانه دوستش دارم