... لعنت بر هوس

این روزها تموم جسمم در داره

درد از تجاوز تو ...

من به تو خیانت کردم وقتی نگاه های پر از هوست با نگاه من منطبق میشه و من برای فرار از اونها با حالتی که تو فکر میکنی از روی اوج لذت جن30 هست ازت رو برمیگردونم و به دورترین نقاط ذهن خودم خیره میشم

جایی که کسی تن منو نخواد

جایی که روحم با ارزشتر از این تن خاکیه

مرد ! چرا انقدر ضعیفی ؟ انقدر ضعیف که اگه تا خود صبح بخوام از کثافت و لجن زار هوست بنویسم باز برای نوشتن توان دارم

مردونگی آنچیزی نیست که تو بهش می بالی

همون چیزی که هر شب زنانگی منو به رخم میکشه و ...

دلم میخواد یه شب میون تموم هوسهای غریزیت تو صورتت تف بندازم و بهت بگم مرد برای ارضای جن30 خودت برو گلاویز ف*ا*ح*ش*ه*ه*ا شو

این زن خسته هست ! از زن بودن خسته هست . از بدکاره بودن خسته هست ...

روح من عاشق نیست ! جسمم تن به عقدنامه داده ... روحم به تو تعلق نداره مرد !

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin