... لعنت بر هوس

اسم کاسکوی خودم را ریتا گذاشتم . به انتخاب یکی از دوستان و چون دوستش داشتم همین شد نامش ...

اوایل که هنوز اسمی نداشت جون جون صدایش میکردم . حالا او مرا جون جون میخواند و من ریتا ! نامش را می شناسد . تا میگویم ( ریتا ناز ناز ) سرش را خم میکند و منتظر نوازشم است . البته من هنوز با ترس و دلهره به سمتش دست دراز میکنم . دست که نه . در واقع انگشت .

هر زمان که دورتر هستم انقدر جون جون را تکرار میکند تا به دادش برسم . گاهی صدای خنده ام را تقلید میکند و گاهی صدای بسته شدن درب را . صدای بسته شدن درب را همچین زیبا تقلید میکند که گاهی واقعا حس میکنم کسی در خانه هست و هی از این اتاق به آن اتاق می رود (:

در واقع ریتا با حضورش به زندگی بی روح و سرد و یکنواختم جان بخشیده ...

نوشته شده در پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin