... لعنت بر هوس

نفسهای پر از هوست که با چاشنی ناله های گاه و بیگاهت همراهه وقتی روی شونه های من رها میشه از خودم بیزار میشم

از اینکه چرا تن من برای تو انقدر لذت بخشه و تو هیچ به این فکر نکردی که این تن لطیف با بعدی به اسم روح جون میگیره و ...

اه ! لعنت به تو که از مرد بودن تنها همین یک خصلت رو از بری

بوسه های داغ و خیس تو روی لبهای من نهایته چندشه

برای منی که دیگه حتی از عطر و بوی بدنت متنفرم

نمیگم من مقصر نیستم

همیشه برای از بین رفتن رابطه ها دست کم دو نفر نقش دارن

رابطه زناشویی یک رابطه ی دو نفره هست

هر دومون در پاشیده شدنش نفش داریم

تو با هوسهای بیش از اندازه ت من با سرد مزاجی و اکراه از غرایز چندش آور ج * ن*س *ی ...

ولی از دید تو این منم که همیشه محکومم

محکوم به اینکه هیچ حسی به تو ندارم

آره لعنتی ! دیگه هیچ اشتیاقی از هماغوشی با تو ندارم بسکه منو برای س * x  تو آغوش خودت غرق کردی

حالم از تموم مردها بهم میخوره وقتی به این فکر میکنم که باقی مردها هم مثل تو زن رو فقط برای لذت جن30شون میخوان .

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin