... لعنت بر هوس

از بوسه های گاه و بیگاه مردونه ت فرار میکنم

تو با اشتیاق وصف ناشدنیت میای تا منو تو آغوش بگیری ولی من درست مثل آهویی گریز پا از این هماغوشی های اجباری فراری ام ...

این برای من زجره و تو حس میکنی این اجبار و قانون های دست و پا گیر اجتماعی رو 

ایکاش میشد خارج از هر بند و اسارتی زندگی کرد

بدون هیچ قضاوتی

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin