... لعنت بر هوس

بازم از این کانال به آن کانال !

وقتایی که کنترل به دست داری تمام تنم پر از درد میشود . درد از محکوم شدن .

محکوم بازی نقش زنی که هر لحظه ممکن است در یکی از این کانالها خودنمایی کند .

یک زن در مصاف دو مرد ! 

هنوز غیرت داری . هنوز از اینکه دو مرد هستن زیر لب غرو لند میکنی ولی خشونت های مردانه ی آنها دلت را به تب و تاب می اندازد . 

صدای فریادهای پر از آلودگی زن در فضای خانه پیچیده . یکی از مردها دستش به دهان زن است و گاهی برای زدن یک کشیده بر صورتش رهایش میکند و باز هم دهانش را میگیرد . زمان چشیدن سیلی تنها فرصت زن ف=ا/ح=sh * ه است برای خروش پر از هوسش ... 

می ترسم ! از بازی نقش این زن وحشت دارم . 

از ترس آینده ای که فاصله ی کمی تا شروعش دارم ...

به زبان می آیم و میگویم " یک مرد باید خیلی کثافت باشد که با همسرش این چنین باشد " ! چیزی در جوابم نمیگویی . 

ادامه میدهم " تنها برای چنین زنانی میتوان اینچنین خشونت به خرج داد . زنی که بدانی حتی برای آسیب های جسمی حاصل از این هم / b /س / t / ری خرجی به گردنت نمی اندازد و در قبالش مسئولیتی نداری " 

باز هم سکوت کرده ای با چشمانت روی تمامی صحنه ها زوم کرده ای !

شاید در حال از بر کردن تمامی آنها هستی . بیچاره من !!!!!!!!!!!!!!! 

با یک حرکت سریع مرا با بازوان مردانه ات به سینه ات می کشی و این شروع یک شب پر درد است ... 

دیشب من برای تو فرقی با آن دخترک ف=ا/ح=sh * ه  نداشتم .

بیچاره من ! 

راستی آن دخترک هم انقدر درد داشت وقتی این چنین تنش را به حراج مردانگی ظاهریشان بردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin