... لعنت بر هوس

امروز خیلی زیاد تو فکرم بودی ! تو به همراه همسرت و تک فرزندت ...

با خودم کلی فکر کردم ... به اینکه چطوره که کسی میتونه عاشق نباشه ولی میتونه خانواده تشکیل بده . 

چرا من نتونستم ؟ چرا من نتونستم این همه قانون عشق و عاشقی رو زیر پا بذارم و با مردی که باهاش سر سفره ی عقد نشستم یک خانواده تشکیل بدم ؟ 

چرا من هنوز که هنوزه حس میکنم این مرد بمن ت/ج/ا/و/ز میکنه وقتی می بوسدم وقتی تو آغوش میگیردم و محکم ... 

با هیچ حساب و کتابی به جواب نمی رسم ...

دلم باهاش نیست . 

اون شاید تنها صاحب جسم بی روح من باشه ولی مالک روحم نیست 

تو چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

مطمئنم تو با این حس اکراه در کنار همسرت زندگی نمیکنی . شاید هم عاشقش باشی و کتمان میکنی ! شاید برای اینکه دل من نشکنه به دروغ میگی فقط باهاش زندگی میکنی چون زنته . چون محرمته . چون تمام اقوامت اونو عروس دلخواهشون میدونن !‌ جز تو . 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin