... لعنت بر هوس

 ققنوس در تلی از چوب و خاشاک خوشبو آتش می افکند، بال می زند و شعله می افروزد، خود در آتش می سوزد و از خاکسترش ققنوسی دیگر زاده می شود. بطور خلاصه، "ققنوس در آتش می سوزد و دیگر بار از خاکستر خود زاده می شود." ... 

این است افسانه ی ققنوس ... 

من نه ققنوس هستم و نه از آتش عشق می سوزم تا دگر باره زاده شوم !

تنها چیزی که مرا می سوزاند خشونت های پر هوس مردیست که هر بار به من نزدیک میشود مرگ آرزوهایم رخ می دهد ... در دم و در همان لحظه ! 

پس توئی که شاید من در ذهنت یک زن خائن معنا شده ام !!!

بدان که نه من ققنوسم و نه آتشی از شور عشق وجود دارد برای زایشی دیگر !!!!!!!!!!!!!!! 

نوشته شده در پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin