... لعنت بر هوس

در سرزمینی زندگی میکنم که عرف و شرع دست و پای روح رها را در بند کرده اند . 

در سرزمینی که نگاه ها همه برای قضاوت است 

که همه خود یک پا قاضی بی جیره و مواجبن 

که تمام لذتها در پس دفترچه ای چند برگ با محتوای چند امضا حلاله حلال هست و کسی نیست که بگوید تعهد باید با قلب و روح باشد نه با رنگ جوهر و خودکار 

این زن ! مُرده است ...

از همان زمانی که به اجبار کتک و فحش و ناسزا دست به قلم برده و یک به یک امضاها را بدون هیچ تعلق خاطری رنگ کرد ... مرده است !

از همان زمانی که همه با هم برای مرگ آرزوهایش جشن عروسی بر پا کرده اند مرده است !

این زن سالیان درازیست که خود بر سر مزار آرزوهایش مویه میکند ... 

این زن یک جسم بی روح است ... 

نوشته شده در جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin