... لعنت بر هوس

حال و هوای این روزها از دو حالت خارج نبود . یا مهمانداری یا مهمانی . آخرین سری مهمانها دیشب ساعت 23:50 حرکت کردند و من ماندم دنیایی از کارها و ریخت و پاش ها . دوستان با این همه تاخیر اجباری اینجام تا در 16مین روز از فروردین ماه 93 سال نو را به شما تبریک بگویم . دیر است ولی مطمئنا خالی از لطف نخواهد بود .

شیرین ترین عیدی امسال من یکعدد کاسکو بوده که بشدت همدمم شده . هنوز به سمتم حمله میکند و ناگفته نماند که می ترسم . ولی دوست داشتنیست . اغلب صبحها با سر و صدایش از خواب بیدار می شوم و انتهای شب نیز آخرین چشمی که بسته می شود چشمهای دخترک من است . برایم شیرین است . این روزها هر کجا که رفتم با شرط بردن دخترک بوده . هر کسی چشم و ابرو نازک کرد کلا قید رفتن به مهمانی اش را زدم .

حالا می ماند یک سئوال و نظر شماها . من هنوز برایش نامی انتخاب نکردم و این روزها با لطف جنسیتش دخترک صدایش کردم . چه اسمی می تواند مناسب دخترک من باشد ؟؟؟ اگر اسمی مد نظرتان است لطفا مطرح کنید تا در صورت پسند این دخترک ما از بی نامی رها شود :) منتظر نظرات دوستان هستم . اگر نظری نبود آنوقت کمی بیشتر به مغزم فشار می آورم تا بلکه نامی مورد پسند واقع شود .

نوشته شده در شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin