... لعنت بر هوس

گرافی جدید از دستمم نشون داده که نقاط شکستگی سر جاشون جوش خوردن و خدا رو شکر همه چی عالیه . گچ رو اواخر آذر ماه باز کردم و دو روزی هست که آتل رو کنار گذاشتم . الان دیگه میتونم کارهای شخصیمو انجام بدم .

اتفاقات جالبی این مدت افتاد . یکیش اینکه فهمیدم یه وقتایی میتونه منو فقط واسه خاطر خودم بخواد و نه نیاز ج.ن.C ش ! وقتایی که میرفتم حمام و با صبوری بدنمو می شست و تمام هواسش به این بود که فایبرگلاس خیس نشه که پوستم اذیت شه ! و بعد با حوصله ی بیشتر موهام رو سشوار می کشید و در نهایت وقتی موهامو روی شونه هام رها میکرد از فرق سر تا انتهای موهامو غرق بوسه میکرد !

اگه بخوام اعتراف کنم باید بگم که این تصادف از ملزومات زندگیمون بود که خیلی چیزهارو برامون روشن کرد .

الان دیگه با اکراه تو آغوشش رها نمی شم . حالا دیگه وقتی میدونم نزدیک اومدنش به خونه میشه میرم و لباسهایی که ظرافتم رو بیشتر جلوه میده از تو کمد در میارم و با وسواس از بینشون انتخاب میکنم .

حالا برای آرایش چشمام بیشتر حوصله میکنم و با دقت رسالتم رو به پایان می رسونم .

حالا برای رسیدن عقربه به انتهای شب گاهی حتی چشم انتظار می مونم و اینا یعنی یه حس جدیدی رو با اون تجربه میکنم که اسمش رو میتونم حتی عشق بذارم .

یه اتفاق جالب تر هم اینه که از وقتی رام آغوشش شدم از اون خشونهای پر هوس رها شدم :) به گمونم می ترسید منو از دست بده .

این آخرین اخبار زندگی مشترکمون بود !


تا یادم نرفته اینجا بنویسم که تو سالروز خواستگاریش از من با یه شاخه گل سرخ جلوی پام زانو و زد و در حالیکه سرش رو پایین آورده بود و نگاهم نمیکرد مجددا از من خواستگاری کرد ! صدای خندیدنم متعجبش کرد و روز قشنگی رو برای هم رقم زدیم .

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ توسط سراب نظرات () |


Design By : Night Skin